خشمگینم و مضطرب
خدایا خودم و خانواده ام رو به تو میسپرم
دیشب به دوستم م خ گفتم من از فحش دادن بدم میاد تو احترام منو حفظ نمیکنی اینطوری
خوشحالم که اینو گفتم
قرار نیس عقاید مزخرفش رو بکنه تو حلق بقیه از جمله من
هی حرف میاد تو گلوم هی تو نفه خفه اش میکنم
بعدش دلم به شور می افته
و حالت تهوع میگیرم
بعضی وقتا حس میکنم هیچ کاری از دستم بر نمیاد
فالله خیرحافظا و هو ارحم الراحمین
هرچی میخوام تمرکز کنم انگار نمیشه
حس میکنم از همه ادمای دور و برم بدم میاد. مدام با خودم مرور میکنم حرفا رو. خشمگین میشم و عصبانی
سردرد میگیرم
بهتره که خودم رو دوست داشته باشم اول از همه
اگه خودم رو برا خودم دوس داشته باشم هیچ وقت احساس تنهایی نمیکنم
خب بعضیا رو جون به جونشون کنن بی ادبن بی فرهنگن کاریش میشه کرد؟ نه ! تو اخه چرا به خاطر بی شعوری یه عده باید حرص بخوری؟ کارت رو بکن دختر بقیه چیزا رو بسپر به خدا