بارها و بارها و بارها به خودم قول دادم که اصلا و ابدا مسایل شخصیم رو مخصوصا اونایی که نیاز به تصمیم گیری دارند رو با کسی شیر نکنم مخصوصا خانواده و بعضی از دوستام
ولی نمیدونم چرا باز آدم نمیشم
شاید به خاطر اینه که همش دوس دارم برون ریزی کنم و خودمو خالی کنم یا تایید بگیرم از بقیه
مخصوصا از مارکو
در حالی که میدونم این کارم اشتباهه
نمیدونم چرا آدم نمیشم
کاش این تراپیست کوفتی بهم وقت میداد
کاش بفهمم که لازم نیس برای کارام و تصمیمام از عالم و آدم تایید بگیرم
کاش بفهمم که فقط رضایت خودم مهمه
تا کی میخوام برا بقیه زندگی کنم
پ ن: دیشب کارم تموم نشد. کاش همکار نیاد و باهام پیگیری نکنه. کاش این 17 تا سوال باقی مونده هم تموم بشه.
این پست آپدیت میشه
......
پ ن2: 13 تا سوال دیگه مونده!